متأسفانه در دو ماه اخیر اتفاق عجیبی چهار بار در کشور
تکرار شده که فکر می کنم قبل از این حداقل به این صورت در فرهنگ ما سابقه نداشته. اولین بار در روز سه شنبه 8 بهمن فردی که گفته شد از اهالی
زلزله زده بم بوده در مقابل ساختمان ریاست جمهوری خودش را به آتش کشید. بار دوم در تاریخ26 بهمن فردی میانسال حدودا ً 50 ساله به
نام محمدرضا کلاورزانی ( کلاهدوزانی ) مقدم در مقابل خانه ملت خودش را آتش زد.
ابتدا اعلام شد که اوجانباز جنگی بوده و چون نماینده حوزه انتخابیه اش به مشکل او
توجه نکرده است دست به این کار زده اما بعد آقای لاریجانی رییس مجلس اعلام کرد که او
نه تنها جانباز نبوده بلکه سابقه زندان واعتیاد هم داشته و علاء الدین بروجردی
نماینده دیگر هم گفت سه تن از نمایندگان آقایان کوثری , کاتوزیان و فدایی به این
فرد وقت ملاقات داده بودند و علت خود کشی او هم سابقه روحی و روانی ( علاوه بر
اعتیاد وزندان ) بوده است و از رسانه ها هم خواست که بدون استفسار اخبا ر را منتشر
نکنند. اما در این بین سایت فردا نیوز گزارش داده که این فرد صاحب سه فرزند بوده که دو نفر از
آنها تحت پوشش کمیته امداد بوده اند همسر این فرد به علت فقر یکی از کلیه هایش را
فروخته بوده که او هم پس از مدتی از آقای مقدم جدا می شود. این مرد در
بیمارستان جان باخت. بار سوم در تاریخ 30 بهمن فرد دیگری به اسم حجت الله فرزاد
از اهالی خرم آباد که اعلام شد او هم جانباز بوده در مقابل بنیاد شهید و امور
ایثارگران تهران خودش را به آتش کشید. به نقل از سایت عصر ایران این فرد جانباز شیمیایی بوده است که ریه وکلیه هایش در طول
جنگ آسیب دیده و بر اثر آتش از کار افتادند و جان سپرد.یکی از مسؤولین بنیاد گفت :
"قبل از هر چیز اعلام می کنیم آن مرحوم معتاد نبوده"!!! و برای چهارمین بار در روز یکشنبه چهارم اسفندجوانی از اهالی
کنگاور کرمانشاه در محوطه اصلی دانشگاه تهران در مقابل کتابخانه مرکزی دانشگاه با
الکل صنعتی خودش را آتش زد که با کمک دانشجویان به بیمارستان انتقال یافت. چیزی که در هر چهار مورد مشترک است این که این افراد در
مقابل نهادهای انتخابی و مردمی که قاعدتا ً باید کمک حال آنها باشند خودسوزی کرده
اند به علاوه نوع مرگ آنها نشان می دهد که تصمیم داشته اند با مرگ خودشان
به دیگرانی که توجهی به آنها ندارند اعتراض کنند. مسئله دیگر واکنش مسئولان به این موضوع بوده که اکثرا ً
سکوت کرده اند که شاید نشان دهنده نداشتن پاسخی به این معضل است و در دو موردی که
اظهار نظر کرده اند شتابزده سعی داشته اند تقصیر را به گردن خود قربانیان بیندازند
(معتاد , زندانی , روانی ) در حالیکه این سوال ذهن مرا آزار می دهد که آیا در بینش حکومت اسلامی "خود سوزی مومنین از فقر"
از "کندن زینت از پای پیر زنان یهودی" کمتر است؟